"دلم میخواهد فرار کنم "

‍ دوست دارم مدتی خودم را بردارم و دور شوم
نمیدانم کجا اما میدانم باید رفت...
باید مدتی بی توجه به صد ها پیام خوانده نشده و زنگ های گوش خراش تلفن ،
 قهوه بنوشم،
 فیلم ببینم،
قدم بزنم،
نمیدانم ‌تا کی اما دلم میخواهد فرار کنم
از انتظار، حسرت، دلتنگی ، گذشته ، آینده، حال...
حقیقت تلخی است اما باید بپذیرم که هیچکس در هیج جای این دنیا  آنقدر نگران کسی نخواهد شد که از شدت دلتنگی بمیرد..
دلم میخواهد مدتی طوری زندگی کنم که انگار قرار است همین فردا دیگر میان هیچ جمعی نباشم .
باید بروم و مدتی زندگی کنم بی ترس، بی دلهره

۱۱اردیبهشت۹۷

.



منبع: http://maaktobat.blogfa.com/