"روز رحلت"



روزمن سوگواررحلت خویش است!
می پرسدچرابایدجانم رابه شب بدهم؟
طفلکی نمی دانداین تقدیرازلیش است
ازپنجره عنکبوت زده اتاقم
ازقاب چوبی ترک خورده اش
به عمق کوچه همیشه بیروح می نگرم
تاشایدعبورمرگبارثانیه هاراازیادببرم
دلم سازی می خواهد
تادرغروب غمگین کوچه بیروح
همهمه ای بپاکنم ازسرشوق
سرودی بخوانم وآهنگی بنوازم
تاهمسایگان بیروحم راخبردارکنم
اگرسازرا داشتم
سمفونی گورستان را می نواختم
تاروح داستایوسکی درگوربلرزد!!
برای مادران چشم انتظاربازگشت پسران
خواهم نواخت سرودغمناک انتظار را
سرودلالایی شان رابرسیم تارخواهم زد.
برای توهم آوازی می خوانم
تادیگرنشانی ام راگم نکنی
وبرای روزم آهنگی خواهم نواخت تا به سوگ رحلتش بنشیند!

خرداد۹۷



منبع: http://maaktobat.blogfa.com/